یک دختر نابالغ از قاچاق بچه نجات مییابد، اما در این مسیر والدین مؤنث خود را از دست میدهد. او تلخی و نفرت از جهان را با خود حمل میکند، بنابراین خشم خود را وارد یک رابطه میکند. برای انتقام مرگ مادرش، او با مردی قرار میگذارد تا رابطهشان با بلک ماریا را قطع کند. این ماجرا ادامه پیدا میکند تا اینکه او با کالب، یک مشاور کارآموز که سابقه او را میداند، آشنا میشود، زیرا او مردی را که ویلیام لو بارون جنی با او در ارتباط بوده، پیدا کرده است. کالب گیج و سردرگم میشود و کالب او را به بازی میگیرد و هر دو سفر را آغاز میکنند. در پایان این ماجرا چند بلک ماریا قطع خواهد شد؟ و چند نفر با درایت و تدبیر رها میشوند؟ این یک روایت الهامبخش از عشق، بخشش، امید و کسب ثروت است که باید دوباره به آن قسم خورد.