کشتن کاپون» یک درام/اکشن واقعگرایانه و بسیار خشونتآمیز است که کاپون، یکی از اعضای گروه، را در کوچههای کثیف شرق لسآنجلس دنبال میکند، در حالی که تمام روز توسط گروه وحشی خودش تعقیب میشود. روایت زمانی آغاز میشود که مامور مخفی کاپون، جان وبستر و آردمور، او را صبح زود از خواب بیدار میکنند تا به خاطر زیر پا گذاشتن قولش دستگیرش کنند. از بدشانسی کاپون، او هنگام فرار از یکی از کوچهها با یک هیولای ماریجوانای انتقامجو روبرو میشود که برای ادامهی کارش آماده نیست. کاپون او را از این کار منصرف میکند و این باعث خشم هیولای ماریجوانا میشود. برای اینکه کاپون را پس بگیرد، جورجی، کاپون را خبرچین اوباش خودش معرفی میکند. در نهایت، جورجی کسی است که شاهد قتل هولناکی توسط یکی از اعضای گروه، مارکوس، است. مارکوس جونیور... برادر خونی رهبر باند، کرو، عامل قتل یک زن بالغ بیگناه در کوچه است، بنابراین آردمور و جان وبستر، جورجی را تحت فشار قرار میدهند تا نام تصفیهکننده یا انسان را پیدا کند و خودش با حکم زندان روبرو شود. جورجی برای نجات خودش، مارکوس را گیر میاندازد و او یقهاش را میگیرد.