دو قلمرو زمانی با هم برخورد میکنند که جاش, یک کارآفرین جوان ثروتمند در حوزه فناوری, با گابی, یک وبلاگنویس جوان و پرانرژی غذا, که به دنبال سرآشپز شخصی خود است, روبرو میشود. گابی همچنان ناامید از این شغل است و باید خودش را ثابت کند, در درجه اول به دستیار جاش, کسی که یک سرآشپز مشهور برای این شغل را ترجیح میدهد. زمانی که جاش از گابی میخواهد یک وعده غذایی رمانتیک برای مرد و دوست دخترش درست کند, این شام به هم میریزد و گابی خودش را در موقعیتی بسیار عجیب و غریب مییابد. در کنار این کمک به همراه زن, سوفیا, خدمتکار جاش, گابی یک موقعیت دشوار را تغییر میدهد و به فرصتی برای کار و شاید هم عشق تبدیل میشود. گابی کمک و راهنمایی قابل توجهی از دستیار جاش و خدمتکارش دریافت میکند.