شهری غبارآلود در سیسیل در تابستان ۱۹۸۲، پسزمینهای گرافیکی برای این نمایشنامه رمانتیک و لطیف حقوقی فراهم میکند، درباره دو نوجوان که عاشق هم میشوند، اما این عشق با مخالفت اطرافیانشان روبرو میشود. جیانی نوجوانی خوشقیافه اما خجالتی است که در گاراژ ناپدریاش به عنوان تعمیرکار ماشین کار میکند، اما مرد روستایی بیرحمانه او را به خاطر همجنسگرا بودنش اذیت میکند. جیانی که زندگی خانوادگیاش بهتر از این نیست، در خود فرو میرود تا اینکه روزی با نینو، پسری با موهای فرفری و لبخندی مسری، آشنا میشود. همینطور که این دو به هم نزدیک میشوند و عاشق هم میشوند، غرش اخلاقی خانواده و همسایهشان اوج میگیرد. در حالی که همه چیز علیه آنهاست، پسر تصمیم میگیرد که یک پایگاه تشکیل دهد.